مانده ام تنهای تنها ........ در میان سیل غم ها **

دوست داشتن و عشق ورزیدن چیزیست که خدا در وجود بندگانش قرار داده است.در جامعه ما ایرانیها به علت پایبندی به اصول خانواده این عشق جلوه بیشتری یافته است.اما گاهی وقت ها این همدلی با تلنگری که فقط خاص خداست گسترش می یابد.

۴ سال قبل در سحرگاه جمعه ۵ دی خداوند دوباره به مخلوقات خویش تلنگر زد.این بار مردمان کویر مورد آزمایش قرار گرفتند. بم فرو ریخت !

کانون های عشق و همدلی دوباره در سرمای کشنده کویر جوشید. تنها ۱۲ ثانیه کافی بود. ۵:۲۸ صبح و جمعه ای بدون دعای ندبه

ارگ. نماد ایستادگی وعظمت؛ در مقابل خواست خدا زودتر از مردمش سر تعظیم فرو آورد.  

صدای سکوت حنجره ها شهر را کر کرده  بود.بغض ها قدرت شکستن نداشت.چون ابهت خدا بم را فراگرفته بود.

دوست داشتنی ترین افراد را خدا با خود برد.و ما ماندیم با بغضی لعنتی که شکسته نمیشد.آنها رفتند و ما ماندیم تنهای تنها در میان سیل غم ها.

و اکنون ۴ سال میگذرد. و سال های دیگر به این ۴ سال خواهد پیوست.شاید خدا دوباره بخواهد با مخلوقاتش حرف بزند. درد و دل کند و از ناراحتی هایش بگوید.بغض کند و اگر تنها بغضش ترک بردارد فقط مردمان بم و رودبار و ... انرا درک خواهند کرد.

به یاد تمام عزیزان من. تمام عزیزانی که صدای خدا را شنیدند. برای دنیای دیگرشان تنها فاتحه ای کافیست. خدایشان بیامرزد . یادشان گرامی باد

* *شعری با صدای مرحوم ایرج بسطامی

/ 11 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسان

سلام اقا فرشاد عیدت مبارک. ممنون از حضورت در شعر سرخ و لطفی که به شعر من داشتی. اره کاملا درست میگی بر دل نشیند هرآنچه که از دل برآید. برای همینه دیر به دیر شعر میگم چون نمیخوام شعرم برای وبلاگ باشه میخوام وبلاگم برای شعرم باشه. راجع به فال حافظ باید بگم اشعار خواجه رو بر حسب موضوع پست و شعری که میگم، خودم انتخاب میکنم و در واقع فال نمیگیرم.

احسان

و اما وبلاگ کافه بلاگ چند تا از پستهاتو خوندم. دست به قلم خوبی داری آقای مهندس! سبک نوشتاریت مورد علاقه منه. موجز ومختصر و مفید. بعضی وبلاگها که میرم اینقدر طولانی مینویسن که نه وقت و نه حوصله خوندش رو پیدا میکنم! درود بر شما! خدا تمام قربانیان زلزله بم رو بیامرزه و به بازماندگان اونا صبر و امید بده آمین! موفق باشی. یا حق

طيبه

خاطره تلخی بودددددددد... يادشان گرامی.

آزاده

خدا تمام رفتکان رو بيامرزه و به بازماندگان باز هم صبر دهد.تلخيش را هنوز هم ميتوانم بچشم.

ت مثل چی؟

می دونی من بر خلاف شغل و ظاهرم، دچار کمبود شديد حس کنجکاويم. در نتيجه هيچ چيز رو به من محول نکن. مثلن من الان بايد کلی به خودم فشار بيارم و بپرسم شما مگه کجايی؟ که تئاتر دلت می خواد؟ اووووف مردم. بعد هم اينکه می دونی انقدر از مرگ و غم و ظلم می شنوم و می خونم و می بينم و نوشتم که امسال سالگرد بم دستم به نوشتن نرفت اما جای شما خالی خودم به مراسم سالگرد مرحوم بسطامی رفتم.

ت مثل چی؟

فرشاد جان زحمت بکش و در آرشيوم ديماه گذشته را بخوان. در ضمن من در مراسم بزرگداشت بسطامی در تهران شرکت کردم. اما شهر زيبای شما را دو بار ديده ام يک بار جمعه ۵ ديماه ۸۲ و يک بار ارديبهشت ۸۶ بزرگترين فرقی که حس کردم کم شدن بمی های اصيل و اصالت بم بود

فاطمه

سلام مرسی.... اين جوری به خودم اسباط کردم که فقط برام مهمه بنويسم ديگه برام مهم نيس چند نفر می خونن..... تازه از شر حرفهای مثل وب لاگ قشنگی داری بم منم سر بزن راحت ميشم منم از حالت بی خبر نيستم!

فاطمه

مهم اينه که هميشه يادشون باشم....اما حالا اون ها هم شدن يه خاطره...به زودی ما هم خاطره ميشيم

سينا صادقي

سلام ممنونم از اين که بهم سری زدی يه مطلب جديد آپ کردم که اميدوارم خوشت بياد باز هم ممنون حق با تو بود منم اين رو قبول دارم ما نابغه هايی تو ايران داريم که اگر يه مقام کوچيک بگيرن ايران رو متحول ميکنن ولی متاسفانه نابغه ها رو طوری سرکوب ميکنن که ديگه جرعت نداشته باشن هوششون رو ثابت کنن باز هم بهم سر بزن اگر با تبادل لينک هم موافقی بگو راستی آپ کردم

کوروش صغير

من که امروزم بهشت نقد حاصل ميشود......وعده فردای زاهد را چرا باور کنم!