رفیق همیشگی

بیست سال پیش در چنین روزی اولین رفیق رو پیدا کردم. یک همکلاسی. سال بعدش توی یک سرویس بودیم. نمیدونم چرا. اما هر وقت به اون شهر میرم. حتما باید از جلوی خونه اونا رد شم. اون رفیق فرشاد آتشی بود
چهارده سال پیش در چنین روزی یه رفیق چپ دست پیدا کردم. 3 سال کنار هم یودیم. برای اولین بار رفت و امد به خونه دوستام رو تجربه کردم. اون رفیق امید شریفی بود
یازده سال پیش در چنین روزی یک رفیق غیر دینی پیدا کردم. هنوز با همیم. کلی حرف زدیم. داریم و خواهیم زد. اون رفیق اسمش پ. ح بود
هفت سال پیش در چنین روزی یه رفیق شعر دوست پیدا کردم. اون شعر میبافت و من نویسندگی. اون عشق میبافت و من سیاست پنبه میکردم. اون رفیق علی مقیمی بود
دو سال پیش یه رفیق پیدا کردم. واسه رسیدن به خدا.....
 


/ 2 نظر / 14 بازدید
عاطفه

[گل]

علی مقیمی

و اکنون تو عشق می بافی و من زندگی.... با احترام رفیق همیشگی