کاش انقلاب !

انقلاب یا کودتای مردمی ایران ۳ دهه است که ادامه دارد. در اینباره بسیار سخن ها رفته و ردیف کردن کلمات بوسیله من نیز باعث ایجاد حس تازه و روایت جدیدی نخواهد شد.آنچه ملت ایران در دهه پنجاه خواستند باعث انقلاب شد. اما آیا اکنون نیز همان خواسته ها وجود دارد ؟ به گمان عده ای آری و نشانه های آن را حضور خود جوش مردم در راهپیمایی های ۲۲ بهمن می دانند. که هر سال همانند گذشته برقرار است. اما به نظر من اینگونه نیست.نسلی که اکنون خود را برای انتقال تاریخ آماده میکند هرگز نتوانسته نطفه ای درک و احساس آن دوران را داشته باشد.راهپیمایی کنونی فقط به علت عدم وجود شرایطی است که مردم بتوانند احساسات و انرژی درونی خود را رها سازند.وجود محدودیت ها باعث این راهپیمایی شده و آنرا به نمایشگاهی از احساسات مردم تبدیل کرده است. شاید اگر در ۳ دهه قبل هم در این زمینه ها بوسیله رژیم زمان فعالیتی ایجاد میشد. اینگونه به سرعت شاهد وقوع انقلاب نبودیم.بعضی استعدادها بوسیله محرومیت ها کشف می گردد. محرومیت باعث نوعی خود جوشی میشود. که بوسیله آن میتوان بعضی استعدادها را نمایان ساخت. در دوران حکومت پهلوی فضای بسته انتشار افکار و زندانی شدن افراد زیادی باعث شد تا گفته ها و افکار و طرح های زیادی در زمینه های گوناگون در ایران بوجود آید. نویسنده های که به زندان رفتند و خالق ادبیات زمان خود شدند. روشنفکرانی که در پی بیداری مردم بودند و در زندان ها به گفته ها و نظریه های خود اندیشیدند و آنها را باز پروری کردند.
اکنون به گواهی شواهد موجود بعضی از محدودیت های آن دوران کاهش پیدا کرده است ( اما هرگز از بین نرفته است). بطبع آن باید استعداد های بیشتری نمود پیدا کند. اما اینگونه نیست . چه بسا هنوز همان افراد گذشته استعداد های زمان نامیده می شوند.شاید این از امتیازات آن دوره باشد که انقلاب به عنوان هدف آنها شناخته می شد. اما اکنون از جامعه ای که در حال بازگشت به حالت خفته خود است چگونه باید انتظار ظهور پدیده ای دیگر را داشت ؟ جامعه ای که سطح آرمان های آن از گذشته ها پایین تر است است نمی تواند مرتب صاحب پدیده شود. و چه بسا کشف استعداد های آن سخت تر است.اینجاست که ارزش انقلاب معنی خاص و ویژه خود را پیدا میکند. ارزشی که هرگز دوباره بدست نخواهد آمد و تکرار نخواهد شد. زیراهر جامعه فقط یکبار انقلاب میکند


راد مردانی. از سنگ برون آمده با خود و کمان

ریش سنگین به هم تابیده

بانوانی هم با چشم غزل

بر بنا گوش سپید

گوشوار گل یخ خوابیده

دور از این بهمن و دی

روزگاری که نمیدانم کی

قصه مبهمی از ما را

در زمستان. پیش آتشدان

خواهند سرود

   شعر از  محمد علی سپانلو

/ 5 نظر / 14 بازدید
احسان امری

شاید این از امتیازات آن دوره باشد که انقلاب به عنوان هدف آنها شناخته می شد...هر جامعه فقط یکبار انقلاب میکند. درود و آفرین بر تو! خیلی زیبا و پرمعنا نوشتی علی الخصوص دو جمله بالایی رو. هرچند مردم ایران هیچوقت قابل پیش بینی نیستند و شاید نتوان به آن راحتی که در جمله آخر گفتی بتوان نتیجه گیری کرد.الله اعلم. به روز هستم عزیز. سر بزن یا حق[گل]

احسان

درود ممنون از پیام خوبت. خوشحالم که بی تعارف نظرت رو گفتی.با نظرت کاملا موافقم. راستش هر روز برام تکرار روز قبل هست برای همین شعرم هم تکراری از آب در میاد! در شعر بعدی حتما به نکته ای که گفتی عمل میکنم. راستی درست منظورت رو از گل آقا نفهمیدم چون تا جاییکه میدونم تو گل آقا مطالب و اشعار طنز میگن...

علی

دوران انقلاب مدتهاست گذشته است... رفرم تنها راه حل است. کورسویی در تاریکی!

عاطفه

کاش انقلاب [قلب]

مریم

سلام خوبین؟ مرسی از این که نظر واقعی تونو دادین من دختر انتقادپذیری ام . راستش هر کسی وارد وب من بشه خودش می فهمه که این مطالب از من نیست . آدمای با سواد با خوندنش می فهمند که خیلی از مطالب ازشکسپییر هست و خیلی ها هم جک و اس ام اس. ولی با این وجود هر کسی دوست داشته باشه پیامی چیزی بده و چیزی یادش نباشه می تونه راحت آدرس سایت و واردکنه و از مطالب اون استفاده کنه. شما که مغز پویا و خلاق دارین از مطالب خودتون می تونیداستفاده کنید. راستی وب جالبی داشتین. ببخشید زیاد حرف زدم . بای