بحث ایجاد اشتغال انقدر تکراری و فرسوده شده است که نقد و بررسی ان خود یک برنامه 5 ساله نیاز دارد
زمانی که هرم سنی جمعیت ایران نمایانگر جوانانی بود که نیمه اول دوران جنگ. مسلسل وار به دنیا امدند و اینده روشن انها تنها و تنها در گرو برنامه ریزی دقیق و چشم انداز واقع بینانه بود. هرگز بانگ هیچ مسئولی بر نیامد که پس از تحصیل برنامه ریزی شده. چه بحرانی گریبانگیر این نسل خواهد شد. هرگز ندای هیچ عالی رتبه ای نیاز های دهه ی بعد از تحصیل این قافله ی شتابان را موشکافی نکرد.
اکنون این معضل همچون غول بی شاخ و دمی است که میتواند باعث طغیان غول های سهمگین و زشت دوران جوانی شود.. غول هایی فراتر از الودگی های اجتماعی و فرهنگی. غول هایی برای نابودی یک نسل. یک فرهنگ
شوربختانه عالیجنابان امروز این مرز و بوم چنان غرق در قدرت هستند که صفحات کنونی دفتر تاریخ ایران را به یک مجله زرد تبدیل کرده اند. صفحاتی پر از حاشیه های قدرت.
اینده هر چه که هست خواهد امد. این معضل هرگز از بین نخواهد رفت. تنها به شکل دیگری بروز خواهد کرد. اشتغال و ازدواج معضل کنونی این نسل است. پس از آن در میانسالی و کهولت. با توجه به نیاز های زمان . در ظرف های گوناگون به شکلی دیگر نمایان خواهد شد.
تنها "تدبیر" است که این کشتی را به ساحل میرساند. و دیگر هیچ...