|
آزادی یک حق است برای تمایز انسان و حیوان. فرهنگ آزادی بیان لازمه پیشرفت یک کشور است. آزادی نماد یکتا پرستی است. حال تفاوتی ندارد برای آن پسوند و پیشوند بگذارند یا تغییر نامش دهند. آزادی بیان. آزادی رفتار. آزادی نگاه. آزادی روح. آزادی انسانیت اسارت آزادی را افرادی ایجاد میکنند که خود دم از آزادی میزنند. نشان های لیاقت با عنوان مختلف به سینه های افرادی مینشیند که هرگز در فرهنگ لغت ذهنشان کلمه هایی به نام حقوق بشر. حریم خصوصی. آزادی بیان و ... یافت نمیشود. تاریخ با کنکاش در کلمه آزادی نوشته میشود. پیشرفت دولت ها تنها با اتکا به ارزش نهادن به حقوق افراد ایجاد میشود.خواه مرز این دولت کشوری در غرب باشد. خواه در شرق. خواه توسعه یافته باشد. یا جهان سومی. خواه واتیکان باشد .یا مکه. یا بیت المقدس. و خواه مرز آن به محدوده قاره ها باشد. آزادی طفیلیست که در گهواره مادر خویش ( زمین ) تاریخ را مینگارد. آزادی را تنها کسانی می شناسند که قربانی آن شده اند. این بازی با نزاع بین فرزندان آدم (ع) شروع شد. نمونه های تکثیر شده آن قرن ها روی کره زمین بوجود آمد. تا اکنون به زمانی برسیم که ادیان گوناگون که باید یک هدف داشته باشند. تنها بقا خود را در فنا شدن دیگری میدانند. در حالی که همه انها برای بیان اینکه " ای انسان حق تو آزادگی در پیشگاه خالق توست" بوجود امدند. ادیان آزادی هرگز طعم آن را نخواهند چشید. در سالروز بزرگداشت استاد سخن. سعدی شیرازی. برای یافتن چگونگی رسیدن به آزادی تنها بیتی از این شاعر را که بر بلندای سازمان ملل حک شده میتوان نام برد بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند + نوشته شده در ٤ اردیبهشت ۱۳۸۸ ٢:۱۸ ق.ظ توسط فرشاد شجاع حیدری پيام هاي ديگران () نوروز امسال همانند سال های قبل در اوج بی خانمانی کیف های پول و شرایط اقتصادی جامعه تصمیم گرفتیم به مسافرت برویم. به علت علاقه مفرط جامعه ایران و همچنین خانواده بنده و مهاجرت و فرار کله پوک ها و ... مقصد ما غرب بود. اما نه غرب دنیا بلکه غرب مام میهن.یک هفته کامل در میان جاده ها و شهرهای پیش رو بودیم.به سرعت برق و باد ٢۵٠٠ کیلومترماشین سواری کردیم.گویا مسولان راهنمایی و رانندگی به هیچ وجه با نامگذاری امسال به عنوان اصلاح الگوی مصرف موافق نیستند. زیرا جریمه های پی در پی و مصرف قلم و کاغذ را تا آخرین قطره خون انجام میدادند و به طبع سفر ارزان قیمت ما در هاله ای از تورم قرار گرفت.٣ همیار پلیس نیز در تمامی صحنه ها و در مواقع لزوم خواب بودند و ما همچنان در حال ارشیو کردن این جریمه ها بودیم. واقعا آنها همیار پلیس بودند. به ازای هر وعده غذا جریمه میشدیم. البته با هوشمندی کامل در صدد رفع آن بر آمدیم و سعی کردیم نهار و شام را خود تدارک ببینیم اما دیگر به پایان سفر رسیده بودیم. ناگفته نماند که با وجود همیاران پلیس در مجموع ٩٠هزار تومان به راهنمایی و رانندگی طلبکار گشته ایم. از نکات جالب سفر ما آشنایی با فرهنگ های زیبا و دوست داشتنی غرب بود. مردم دایم الرقص لرستان. لباس های محلی و گشاد کرمانشاه ( در حالی که روی آنها نیز کت پوشیده بودند ) . هوطنان خونسرد و هیچ چیز دان همدان. ایرانی های فرنگ رفته و سیل برده قم ( روزی که قم را سیل برد ما نیز انجا بودیم. خدا را شکر که ظرفیت سیل تکمیل شده بود و ما جا نشدیم )و هنرمندان اصفهان. هر چه به سمت غرب میرفتیم عراقی ها و هر چه به شرق می رفتیم افغان ها و پاکستانی ها همیشه در صحنه حاضر بودند. ایران بهشتی کوچک است. طبیعت زیبای این مناطق من را که دائمآ در حال سفر در بیابان هستم به وجد آورد.توصیه میکنم اگه ساکن این مناطق نیستید و یا تاکنون به این منطقه از کشورمان مسافرت نکرده اید . دست از شمال گردی بکشید . جنگل که به تنهایی زیبا نیست. از غرب دریاچه کاسپین تا شرق آن یک منظره را خواهید دید. طبیعت باید طبیعی باشد. آثار باستانی که فقط در اصفهان و فارس و کرمان نیست. در غرب ایران کوه ها محافظ و نگه دار آثار باستانی اند.مجسمه هرکول . گنج نامه . طاق بستان . فرهاد تراش و کتیبه های بیستون. هگمتانه.. مناظر دیدنی و گردشگری همچون غار علیصدر . سراب های استثنایی کرمانشاه. غار قوری قلعه. آرامگاه باباطاهر و ابوعلی سینا و . . . رصد کردن تمامی این جاذبه ها در ٧ روز کاری میکند که سفر از دماغ تان در آید ( نقل از محمد علی اینانلو ) . در حالی که تماشای دقیق و غرق شدن در زیبایی های آن به طور حتم بیشتر از ٧ روز زمان می خواهد. در همینجا از سایرآثار باستانی و جذبه های گردشگری که به علت فوت وقت قادر به زیارت آنها نشدم و یا از یادم رفت عذر می خواهم. انشاالله در سفر های بعدی از خجالت تان در خواهم آمد. اما از همه اینها که بگذریم به یک نکته همیشگی باید اشاره کرد و آن عدم مدیریت در سازمان گردشگری است. این مدیریت غیر اصولی در طول سفر کلافه مان کرد. به عنوان مثال فقط در طاق بستان گروه راهنما به وظیفه خود عمل کرد و به شرح آثار باستانی پرداخت. در دیگر مکان ها تنها شما بودید و راز های سر به مهر این آثار باستانی و نا گفته های فراوان. ٨٠ هزار تومان فقط ورودی غار علیصدر شد. در حالی که راهنما های آن در حال بازی با موبایل خود بودند. در اصفهان تنها موفق به دیدار از سی و سه پل شدم که روی یک جاده خاکی ساخته شده بود. و این یعنی زاینده رود به فنا رفت.جالب اینجاست که بعد از اتمام عید به گفته یکی از دوستان سد را فعال کرده اند و زاینده رود معنا یافت. اما چرا در آن ایام گه گردشگر فراوان به تماشا مینشیند باید سی وسه پل اینگونه باشد ؟ نتیجه چشمگیر تیم ملی ایران و برف های بهاری همدان. بازارچه کالاهای درگوشی و... بماند برای قسمت دوم این سفر نامه ارزان قیمت 600 هزار تومانی ... + نوشته شده در ۱٩ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۳٠ ب.ظ توسط فرشاد شجاع حیدری پيام هاي ديگران () این از شانس من است که زمانی دانشجو هستم که درهای نقد سیاسی در دانشگاه و جنبش دانشجویی بسته است.این از شانس من است که هنگامی دانشجوام که دولتی روی کار است که اگر به تمام قشرهای جامعه توجه دارد. هیچ نیم نگاهی هم به دانشگاه و موجودات داخل آن ندارد.دولت مردان نهم انقلاب به خوبی آگاهی و ذهن متفکر دانشجو را می دانند و برای همین همیشه به سرعت از کنار آن می گذرند. تا این قشر جامعه واکنشی به عملکرد آنها نداشته باشد. ۴ سال گذشت. اما دریغ از یک نگاه انتقادی دانشجویان این دوره. سیاست در قاموس ذهن دانشجویان این دوره همان قدر اهمیت دارد که برای یک روستایی فاقد درک سیاسی !!. دولت نهم به نقاد بودن و شور نقد کردن در دانشجو آگاه بود و در این ۴ سال هرگز نگذاشت حادثه و یا بحرانی توسط پرقدرت ترین قشر انقلاب ساز ایجاد شود. محیط دانشگاه به راحتی بر وفق مراد دولتمردان کنترل شد. منحل کردن تشکل های دانشجویی بزرگترین دست آورد این سیاسی بازی ها بود. چه بسا اگر قرار بود عملکرد این دولت در دانشگاه بررسی شود هرگز ادامه قدرت برای آن به این راحتی مقدور نبود.دولتی که هرگز بوسیله دانشگاه روی کار نیامد. پس برای سال آینده نیزنمی تواند به کمک آنها خوشبین باشد. هر چه که در زمان آقای خاتمی دانشگاه بستر بحران سازی آن دولت بود و گاهی مشکلات بسیار بزرگی را ایجاد می کرد اما همان دولت می تواند برای سال آینده توسط دانشجویان دوباره پا بگیرد. چیزی که آقای احمدی نژاد نه تنها در سال آینده بلکه در زمانهای دیگر نیز نمی تواند به رای دانشجویان اعتماد داشته و روی آن حساب باز کند. زیرا دانشجویان این دوره فقط خفقان و محدودیت در بیان نظر خود و سکوت و سکون را شاهد بودند. در تمام انقلاب های دنیا دانشگاه جایگاه مهمی برای تغیر و تحول بوده است و این نشان از قدرت و موثر بودن دانشگاه است. قدرتی که هرگز از بین نخواهد رفت. چه بسا ممکن است مدت زمانی را به آرامی بگذراند اما پس از آن دوباره کانون تحولات یک جامعه خواهد شد. زیرا یک جوان چون برای خود آینده ای را در نظر دارد. هر چقدر هم نسبت به سیاست بی انگیزه باشد اما روزی از این خاموش بودن و احساس پوچی زده خواهد شد و نسبت به عملکرد دولتمردان واکنش نشان خواهد داد.چون نسبت به آینده خود احساس مسولیت خواهد کرد و نمی خواهد که در زمان میانسالی شاهد عقب ماندگی و فساد در جامعه خود باشد. دانشجو همیشه خواهان تحول است. دانشجو همیشه به ناهنجاری های جامعه خود معترض است. دانشجو اصلاح طلب است. ١۶ آذر یک بهانه برای اعلام موجودیت است . گیرم چند سالی را ساکت باشد اما پس از آن اگر اوضاع جامعه را به صلاح آینده نداند چنان صدای اعتراض و تحول خواهی خود را بلند خواهد کرد که هیچ دولتی قادر به تحمل آن نخواهد بود. جناب آقای احمدی نژاد !! صدای مردم بوسیله دانشگاه بلند می شود. اگر بی توجهی شما به این قشر همچنان ادامه داشته باشد. در آینده شعله های بحران آن دامن خود شما را خواهد گرفت. بهتر است این بغض فرو خفته را طولانی تر نکنید. خود زمانی دانشجو بوده اید . این دوران را دیده و حس کرده اید . میدانید که برای فریب . گذر. همراهی و یا شادمانی با مردم هیچ سنگری بهتر از دانشگاه وجود ندارد. آن همه اشتباه در زمینه های اقتصادی و فرهنگی در این ۴ سال به کنار ! این اشتباه یعنی دست کم گرفتن دانشگاه غیر قابل جبران است .آقای خاتمی اگر اکنون محبوب است . اگر اکنون شانس رای دوباره دارد به علت توجه و همگام بودنش با دانشگاه بوده و است. کسانی که در آن ٨ سال در دانشگاه بودند اکنون بزرگترین جامعه آگاه و جریان ساز را تشکیل میدهند.. اگر کسی که در آن دوران دانشجو بوده را در یک خانواده ۵ نفره بنگریم. بیانگر آن است که سال آینده می تواند ۴ رای دیگر را نیز با خود همراه کند. این هم از جنبه تبلیغاتی و قدرت دانشجو !!. باور کن هر آنچه برای جامعه انجام دهید به علت مجتمع نبودن و درک دیر هنگام قابل مقایسه با همراهی و دیده شدن در یک جمع فرهیخته دانشگاهی نیست. چنانکه اگر عملکرد صحیح داشته باشید توسط همین جمع دانشگاهی می تواند در کل جامعه تبلیغ شود .اگر عملکرد شما غلط باشد که وای به حالتان !! زیرا انتقام در نزد ایرانیان با همه جای دنیا تفاوت دارد. پس این قدرت را فراموش نکن .١۶ آذر همیشه زنده می ماند. + نوشته شده در ۱٦ آذر ۱۳۸٧ ٧:۱٤ ب.ظ توسط فرشاد شجاع حیدری پيام هاي ديگران () هنرمندان یک قشر از جامعه هستند که معمولا بیشتر از قشر های دیگر دنبال میشوند.شعر هم یک هنرو شاعر نیز طبیعتا یک هنرمند است.شب گذشته در دانشگاه جشنواره کشوری " آفتاب مهربانی" برگزار شد که در زمینه شعر و نثر با موضوع های مختلف بود. داوران و میهمانان مطرحی همچون محمد علی بهمنی و سعید بیابانکی نیز حضور داشتند.شعر های خوانده شده اکثرا با موضوع ادبیان پایداری و مذهبی و به صورت سپید بود.بطوریکه تفاوت چندانی با یک مقاله جنگی نداشت. شعر هایی در سطح ابتذال ! چند سالی است که دیگر شعر ها شعر نیست.دیشب قبر حافظ و دیگر همکارانش در ویبره مطلق بود. کار به جایی کشیده شده است که صلوات را باید پر ارزش ترین شعر اینگونه جلسات نامید. البته آن نیز هنگامی رخ می دهد که یک شخص روحانی نیز شعر خوانی کرده باشد !. خلاصه ! بعد از مراسم. ناثران ( نثر بر وزن شاعران )به محل اقامت خود رفتند و قرار بود آنجا جلسه شعر به صورت خصوصی برگزار شود. پس از طی ساعتی ناثران گرانمایه ! به قرائت پرداختند. حس اینکه جسد نیما یوشیج در چه ابر زلزله ای قرار گرفته است کاملا در بطن فاجعه نمود داشت.یکی از دوستان نیز با قرائت اشعار شهریار قنبری ( به کیفیت آنها کاری نداریم جون معمولا ایشان را با لقب استاد ندا می زنند) زلزله هولناکی را به صورت کاملا زنده و پویا بوسیله مشت های کوبیده شده به میز بوجود آوردند. مطمئنا آقاب بهمنی نیز از کیفیت اشعار آن شب راضی نبودند. اما خوب چه کنیم که همین جشنواره ها نان شب ایشان شده است. البته آقای بیابانکی در هنگام قرائت این اشعار با زیرکی هر چه تمام تر از معرکه گریخته بود. و بعد از اتمام آن آمدند. واقعا چرا کشور ما باید به اینجا رسیده باشد؟ آخر ما در هر زمینه ای ادعای بی اساس کرده باشیم در زمینه شعر در دنیا به حق میتوانیم ادعا کنیم. چرا مطرح ترین تولیدات فرهنگی و هنری ما در این ۴ سال از انگشتان دست تجاوز نمی کند ؟ آیا وظیفه وزرای فرهنگ و گردشگری سخنرانی درباره اسرائیل است ؟ آیا فرهنگ و گردش ما به اسرائیل وابسته است ؟ آیا عرضه و تولید فرهنگ باعث کم سوادی مردم میشود؟ هر زمان که فرهنگ و هنر ما بستر مناسبی برای حضور پیدا کند و تنوع فرهنگی ایجاد شود. مردم نیز خود به خود به فرهنگ می رسند و آن را پاس می دارند. در این چند سال با اعمال سلیقه های بیجا باعث رکود و کم فروغ شدن شعله های استعداد فرهنگی و هنری شده اید. آقای صفار هرندی ! مگر ادبیات فقط جنگ است ؟ آیا قبل از اسلام و جنگ ما کشوری بی فرهنگ بودیم ؟ شما که از همه گزینه ها جهت جلب آرای مردم برای سال اینده استفاده می کنید چرا سعی نمی کنید رای هنرمندان را جذب کنید ؟ جلسه آن شب. سریال " مرد هزار چهره" مهران مدیری رابه یاد من آورد. قسمتی که درباره شاعران و روشنفکر نماها بود. براستی مهران مدیری فردی با هوش و استاد است.آنجا که روشنفکران با شنیدن "لیست خرید" آن را یک اثر فوق العاده نامیدند. در آن شب نیز با خوانده شدن هر شعر سر ها تشویق در می آمد. وقتی برگزیدگان شعر دانشجویی ما دارای اینگونه کیفیتی باشند وای به حال فردای شعر ما.آری"لیست خرید" فردای شعر ماست. دیگر خبری از " هفت شهر عشق" نخواهد بود. "لیست خرید" را برای مدت زمانی می خواهیم نه برای همیشه. طرح تحول اقتصادی را نیز همچنین. + نوشته شده در ۱٤ آذر ۱۳۸٧ ٤:٠٤ ب.ظ توسط فرشاد شجاع حیدری پيام هاي ديگران () حال خونین دلان که گوید باز وز فلک خون خم که جوید باز شرمش از چشم می پرستان باد نرگس مست اگر بروید باز جز فلاطون خم نشین شراب سر حکمت به ما که گوید باز هر که چون لاله کاسه گردان شد ز این جفا رخ به خون بشوید باز نگشاید دلم چو غنچه اگر ساغر لاله گون نبوید باز بس که در پرده چنگ گفت سخن ببرش موی تا نموید باز گرد بیت الحرام خم حافظ گر نمیرد به سر بپوید باز به نظر شما تدبیر این غزل چیست ؟ + نوشته شده در ۱٩ آبان ۱۳۸٧ ۱:۱٥ ق.ظ توسط فرشاد شجاع حیدری پيام هاي ديگران () متولدین نیمه دوم دهه شصت به بعد. حیوانات متفکری هستند که صدای خوبی برای بیان تفکرات خود ندارند.پوچ گرایی و بی آرمانی مشکل عمده این نسل است. قادر به تولید جریان فکری نیستند.ساده انگاری سر تا پای وجودشان را گرفته است.توی سر خور هایی هستند که از اعتراض کردن ترس دارند.جوانانی که بدون زحمت و خود به خود ۹۰ ساله می شوند.غروری ندارند که بدنبال حفاظت از آن باشند. عشق های خیالی و مترسک نمایی هستند که بعد از مدتی مهر تاریخ مصرف آنها نمایان است.جامعه کنونی و در راس آن دولت مردان نیز از این مرده های جوان نما راضی است.چرا که به آنها تفهیم شده است که « کبوتر با کبوتر باز با باز ». توده ای انسانی که هیچ امیدی به آنها نیست. + نوشته شده در ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ ۳:٤٧ ب.ظ توسط فرشاد شجاع حیدری پيام هاي ديگران () مجلس هشتم انقلاب تا حدود ۲ ماه دیگر کار خود را آغاز خواهد کرد.هر آنچه که مجلس هفتم کاملآ در خدمت دولت بود؛ مجلس هشتم هرگز اینگونه نخواهد بود.هر چند که اکثریت آن از جناح دولت باشد.اگر قبل از انتخابات و در جریان رسیدگی به صلاحیت نامزدهای انتخاباتی؛فیلتر دوگانه ی شورای نگهبان به کار از پیش تعیین شده خود نمی رسید چه بسا که می توانستیم پیش بینی کنیم که رئیس جمهور برای ادامه کار خود هم باید از استیضاح خود دفاع می کرد. شورای نگهبان طبق قانون عمل کرد منتهی قانونی که پر از ابهام است و بر طبق آن می توان حتی رهبر را هم خلع مسئولیت کرد. + نوشته شده در ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٧ ٢:٥٤ ب.ظ توسط فرشاد شجاع حیدری پيام هاي ديگران () سال ۱۳۸۷؛سال موش؛سال جمع آوری؛اواخر فروردین ماه است.حدود ۱ ماه است که مطلبی در وبلاگ قرار نداده ام.گر چه جاهای دیگر روزانه حداقل ۲ مطلب نوشته ام.دیگر تبریک گفتن سال جدید کار بیهوده ای است.هر چند که به نظرم تبریک لازم ندارد.سال ها پشت سر هم می ایند و میروند و همه در ارزوی بر آورده شدن دعای لحظه تحویل سال خواهند ماند.قصد دارم در این مطلب رویداد هایی که در سال ۸۶ اتفاق افتاد و به نظرم اهمیت بیشتری داشت را دست چین کنم.البته به صورت مختصر و تیتروار.سال گذشته برایم سال خوبی نبود. اما امسال به امید سالی مهربانتر و آرامتر هستم. آمین یا رب العالمین! + نوشته شده در ٢٦ فروردین ۱۳۸٧ ۱:٠٠ ق.ظ توسط فرشاد شجاع حیدری پيام هاي ديگران () غزه؛ میدان ژاله ای است به وسعت فلسطین.اسرائیل( دولتمردان صهیونیسم ) دستگاهی است به وسعت ساواک.امروز فردای آن جمعه سیاه است. تلخ بودن این حوادث نه فقط در از دست دادن حیثیت و سرزمین مردم فلسطین است بلکه در نابرابر بودن این جنگ است. آخر کودک خفته در گهواره را چه به جنگ ؟این یورش تکراری دوباره از تب و تاب خواهد افتاد و آنچه که واضح است؛ شکستی دیگر برای صهیونیسم خواهد بود. من ایمان دارم که خود صهیونیسم ها؛ قبل از هر یورش به اشتباه بودن و شکست خوردن در آن اعتقاد دارند. اما چرا دوباره تاریخ را تکرار میکنند ؟و اینجاست که خیمه شب بازی سیاست ماهیت خود را نمایان میکند. سیاست تا بوده همین بوده. یک طرف سیاه و یک طرف سفید. درست مثل شطرنج. خوب بودن یا نبودن مهم نیست؛ مهم بودن است.فلسطین از ابتدا بوده اما اسرائیل هرگز. حال کدامیک میتوانند به بودن خود ادامه دهند. آنکه دارای ریشه است یا آنکه بدنبال ریشه ؟ کار کدامیک سخت تر است ؟ فلسطین؛ انتظار است ! + نوشته شده در ۱٧ اسفند ۱۳۸٦ ۱٠:۱٧ ب.ظ توسط فرشاد شجاع حیدری پيام هاي ديگران () انقلاب یا کودتای مردمی ایران ۳ دهه است که ادامه دارد. در اینباره بسیار سخن ها رفته و ردیف کردن کلمات بوسیله من نیز باعث ایجاد حس تازه و روایت جدیدی نخواهد شد.آنچه ملت ایران در دهه پنجاه خواستند باعث انقلاب شد. اما آیا اکنون نیز همان خواسته ها وجود دارد ؟ به گمان عده ای آری و نشانه های آن را حضور خود جوش مردم در راهپیمایی های ۲۲ بهمن می دانند. که هر سال همانند گذشته برقرار است. اما به نظر من اینگونه نیست.نسلی که اکنون خود را برای انتقال تاریخ آماده میکند هرگز نتوانسته نطفه ای درک و احساس آن دوران را داشته باشد.راهپیمایی کنونی فقط به علت عدم وجود شرایطی است که مردم بتوانند احساسات و انرژی درونی خود را رها سازند.وجود محدودیت ها باعث این راهپیمایی شده و آنرا به نمایشگاهی از احساسات مردم تبدیل کرده است. شاید اگر در ۳ دهه قبل هم در این زمینه ها بوسیله رژیم زمان فعالیتی ایجاد میشد. اینگونه به سرعت شاهد وقوع انقلاب نبودیم.بعضی استعدادها بوسیله محرومیت ها کشف می گردد. محرومیت باعث نوعی خود جوشی میشود. که بوسیله آن میتوان بعضی استعدادها را نمایان ساخت. در دوران حکومت پهلوی فضای بسته انتشار افکار و زندانی شدن افراد زیادی باعث شد تا گفته ها و افکار و طرح های زیادی در زمینه های گوناگون در ایران بوجود آید. نویسنده های که به زندان رفتند و خالق ادبیات زمان خود شدند. روشنفکرانی که در پی بیداری مردم بودند و در زندان ها به گفته ها و نظریه های خود اندیشیدند و آنها را باز پروری کردند. ریش سنگین به هم تابیده بانوانی هم با چشم غزل بر بنا گوش سپید گوشوار گل یخ خوابیده دور از این بهمن و دی روزگاری که نمیدانم کی قصه مبهمی از ما را در زمستان. پیش آتشدان خواهند سرود شعر از محمد علی سپانلو + نوشته شده در ٢٥ بهمن ۱۳۸٦ ٩:٠۳ ب.ظ توسط فرشاد شجاع حیدری پيام هاي ديگران ()
|
| ||||||